بسم الله الرحمن الرحیم

 

ای ملائکه !

امشب بنویسید...

 آرزویش: «آنچه که آرزوی امام زمانش است.»

 

 


پ.ن:

کو یک نفر که یاد دل خستگان کند؟/ یا لا اقل حکایت مـــــــا را بیان کند / من زیر بار معصیتم ضعف کرده ام/ دستی کجاســــــت تا مدد ناتوان کند/ تب کردم از مرور گناهان کوچکم / کو آتشی که خجلت ما را نهان کند؟/ ما بی سلیقه ایم،تو حاجات ما بخواه / ورنه گدا مطالبه ی آب و نـــــان کند/ آتش میاورید که اشکم مرا بسوخـــــت/ کارشرارتو آب روان کنـــــد / ما را مران زخویش چرا که زمانه راند / حاشاکه دوست کارزمین و زمان کنـــد/ چیزی نصیب تو نشود از عذاب من/ ایزدکجا محاربه با استخوان کند/ شبها مرا برای خودت انتخاب کن / فرصت مده که دیگری ام امتحان کند/ درهم بخر که سخت گرفتار و در همیم/ خوب است گرچه چشم تو ما را نشان کند/ محرم نمی شود به مناجات نیمه شب/ هرکس که رو به محفل نامحرمان کند/ صبح قیامت از تو، به تو می برم پناه/ آغوش تو مگر که مرا میهمان کند/ با آفتاب روز جزا پاک می شود/ هر کس که قهر از کرم آسمان کند

 

- به قول رفقا... يابن الحسن! ..من حاجتم شكفتن لبخند توست ...

 -دلم لک زده برای زیارت جامعه ای که اون شب روبروی بقیع (تو بین الحرمین) خوندیم!

 

تسلیت نوشت:

- آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبت جدک علی بن محمد الهادی علیه السلام