یا ابالرضا!
بسم الله
وقتی زبـــــــــان عاطفه ها لال می شود
زنــجیر ها در آینه ات بــــــــــــال می شود
در فصل گـــــــل بهار تـــــو از دست می رود
بر شاخه میوه های تو پامـــــــال می شود
دیگر کسی ز ناله ات آهــــــی نمی کشد
در این سیــــــاه چال صدا چال می شود
آقا سنان سبــــــز سیادت به دوش توست
غل ها به روی شانــــه تا شال می شود
همواره مرد،زینتـش از جنس دیگری ست
زنجیر ها به پـــــــای تو خلخال می شود
دشمن به قصد جـــــان تو آماده می شود
این طرح در دو مرحله دنــــبال می شود :
اول به شأن شامخت شــــــلاق می زنند
دیگر زبــــــان به هتک تو فعــال می شود
شعرم بــــــــــدون ذکر مصیبت نمی شود
حالا گریز روضه گــــــــــــــــودال می شود
دعواست بر سر زره و جامه و ســــــــری
دارد میان معرکه جنجـــــــــــال می شود
جواد محمد زمانی
می گویم یا باب الحوائج !...و قنوت دستهایم پر از یاد تنهایی ات می شود...!
-یا امام رضا بحق پدرت...
-یا علی بن موسی ابن جعفر میخواهم خادمی کنم برای شهادت پدرت... میدانم که رهایم نمیکنی!
- « دو تا گنبد طلایی تویی شهر کاظمینه / این دو تا حرم خدایست دو تا قطب عالمینه / این دو تا گنبد برایِ ، دو تا دلبر خدای ِ / یکیشون ابالرضا و یکیشون ابن الرضایِ ... »
.
.
اللهم الرزقنا....

یارب محمدعجل فرج ال محمد