قطعه ای از بهشت!
بسم الله
من اهــــــل زمینم ، تو اهل بهشت
چه کس بود که تـقدیر ما را نوشت
نوشت این که تو آسمـــــــانی شوی
من اما اسیر گل و خـــــــاک و خشت
من و تو دو تندیس کفـــر و یــــــــقین
تو و من دو معنای زیبــــــــا و زشت
من آلوده گشتم به گنــــــــدم ولی
تو ماندی همان خوب و نیکو سرشت
دلم بی نـــــگاهت قراری نداشت
و قافل از این بـــــــــــــازی سرنوشت
که تــــــــقدیر چشمان مست تو را
برای کس دیگری می نـــــــوشت
آری همین است سزای کســی
که با سرکشی رانده شد از بهشت
سانازشجاعیان
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ ساعت توسط سادات
|
یارب محمدعجل فرج ال محمد