به نام خدا

گفت: اين ها را ديده اي؟

گفتم: آره.

گفت:مي بيني كارمان به كجا كشيده؟ ديگر چهارتا بچه دانشجوي مزلف هم دارند به ريش نداشته مان مي خندند.
گفتم: سگرمه هايت را باز كن بابا. الكي براي چي قيافه ي شكست خورده ها را به خودت گرفته اي؟ اين ها كه طوري شان نيست. مگرنمي بيني؟ حتي يك تار موي شان هم معلوم نيست و الحمدلله "موازين اسلامي" هم كه در آن رعايت شده. ديگر چه مي خواهي بهتر از اين؟

حالا گيريم كه كمي هم از بعضي "موازين ايراني"هاي  خارج نشين در آن رعايت شده باشد. مگر چه مي شود؟ خب كشور كه فقط متعلق به امثال ما نيست. شهيد داديم كه داديم. مي خواستيم ندهيم. اصلا مگر مجبورمان كرده بودند؟والا!

تازه  كي گفته كه اين ها از "راه امام و شهدا" دور هستند؟ تو كه داري مي بيني. تمام چيزهايي كه در صدا و سيماي ما رعايت مي شود، در اين تئاتر و امثال آن هم رعايت شده و مي شود. موي شان كه بيرون نيست، آرايش غليظ هم كه دارند، پسران شان هم كه "موقشنگ" هستند.

فقط مي ماند يك دختر چادري كه نقش كولي ها را بازي كند كه آن هم به خاطر عدم وجود اين نقش در اين تئاتر، متاسفانه جايش خالي است. من صحبت مي كنم تا انشاءالله در برنامه هاي بعدي يك دختر چادري ِ دزدي، خائني، كم عقلي چيزي هم بگنجانند توي نقش ها كه ديگر مو هم لاي درزش نرود! ديگر چه مي گويي؟

راضي هستي يا نه؟

گفت: راست مي گويي ها. من چه ساده لوحانه به قضيه نگاه كرده بودم. خب طبيعتا از بين من و مسئولين امر و نهي(!) در صدا و سيما، چه كسي بهتر مي فهمد؟ خب معلوم است كه آن ها. دليلش هم واضح است خب.

همين كه هر سحر يك "ياد امام و شهدا"يي پخش مي كنند نشان مي دهد كه چقدر به اين آرمان ها پايبند هستند و هنوز چيزي از يادشان نرفته (اگر از اول در يادشان بوده باشد!) و خب در مقابل هم چين آدم هايي من چه كاره هستم كه نظر هم بدهم؟

گفتم: خدا را شكر كه متوجه اشتباهت شدي. وگرنه معلوم نبود در چه ورطه ي هولناكي بيفتي ها!

گفت: از تو هم ممنونم كه من را از اين اشتباه بيرون آوردي!

 

منبع:چارقد