





عاشقان عيدتان مباركباد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قربانی از چه زمانی معمول شده است
تاریخ قربانی بسیار قدیم است و از زمان حضرت آدم ابوالبشر(ع) معمول بوده و در ادیان گذشته نیز جزو مقررات دینی به شمار می آمده كه شمه ای از آن به اختصار بیان می شود:
1- قربانی فرزندان حضرت آدم(ع) كه نخستین قربانی در عالم بشمار می رود و در آیات30- 27 سوره مائده تصریح شده كه خلاصه شرح آن چنین است: دو پسر حضرت آدم به نام هابیل و قابیل به ترتیب شبانی (چوپانی) و كشاورزی می كردند و صاحب گوسفندان و آب و خاك فراوان بودند، حضرت آدم(ع) آنان را امر به قربانی در راه خدا كرد. هابیل یكی از بهترین شتران یا گوسفندان را برای قربانی در راه خدا اختصاص داد و قابیل دسته ای از گندم های پست و نامرغوب را جهت قربانی انتخاب كرد كه قربانی هابیل مقبول درگاه پروردگار گردید و قربانی قابیل به علت عدم اخلاص مردود گشت. قابیل به سبب قبول نشدن قربانی حسادت ورزید و آتش خشم و كینه اش زبانه كشید، نفس اهریمنی و شیطانی قابیل او را به كشتن برادر وادار كرد و هابیل را كشت و در دنیا و آخرت زیانكار گردید.
2- حضرت نوح پیغمبر پس از طوفان، مذبحی ترتیب داد و حیوانات بسیاری در آنجا برای خدا قربانی كرد.
3- قربانی حضرت ابراهیم خلیل(ع) یگانه فرزندش اسماعیل(ع) كه در آیات 102 تا 107 سوره صافات بیان گردیده است "فلما بلغ معه السعی الی و فدیناه بذبح عظیم".
4- در زمان حضرت موسی(ع) به عقیده یهودیان دو نوع قربانی معمول بوده است:
الف- قربانی دموی
ب- قربانی غیر دموی
در زبان فارسی هم كلمه قربان به معنی فدا شده و كشته شده در راه دوست استعمال می شود چنانچه به یكدیگر میگویند فدایت شوم و قربانت گردم.
قربانی دموی بر 3 قسم به شرح زیر بوده:
- قربانی كه آن را به آتش می سوزاندند و جز پوست آن چیزی باقی نمی گذاردند.
- قربانی كه برای جبران گناه تقدیم می كردند و قسمتی از آن را می سوزاندند و قسمت دیگر را برای كاهنان باقی می گذاشتند.
- قربانی كه برای تندرستی انجام می دادند و در خوردن گوشت آن مختار بودند.
قربانی غیر دموی: عبارت از رها كردن حیوان در بیابانها بود و اعراب نیز از بنی اسرائیل تقلید كردند و به عنوان تقرب به بتان خود، حیوانات را در بیابان رها می كردند و اسلام این عادات نكوهیده را تحریم كرد و این همان قربانی است كه در آیه 103 سوره مائده به نام بحیره و سائبه نامیده شده است.
5- در آئین مسیحیت نیز به عقیده عیسویان، قربانی منحصر به شخص مسیح بوده و گویند حضرت عیسی(ع) خون و گوشت خود را فدای مردم جهان ساخت و به همین مناسبت یكی از فروع دین نصاری آن است كه باید ماهی یك مرتبه و یا حداقل سالی یك بار نزد كشیش بروند و به قدر تمكن، وجهی به وی تقدیم دارند و به تمام گناهانی كه در مدت مزبور مرتكب شده اند اقرار كنند تا كشیش كه به عقیده آنان جنبه غفاریت دارد آن گناهان را بیامرزد.
6- در اعراب زمان جاهلیت كه سران قبائل به مكه می آمدند، ساكنان مكه مهماندار و میزبان آنان بودند و هر دو دسته خود را به كشتن شتر و گاو و گوسفندان برای بتان خویش و اطعام به فقرا و گرسنگان موظف می دانستند.
اسرار و حكمت قربانی
1- فدا كردن مال و انفاق آن در راه خدا است.
2- كشتن حیوان اشاره به كشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را كه دائماً وی را به كارهای زشت وا می دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاك گرداند و آن را در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی كند و حج اكبر نماید كه اگر نفس اماره و خواهش های او كشته نشود و آرام نگیرد هرگاه تمام نعمت ها و ثروتهای دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی شود و ندای هل من مزید دارد.
«مسئله قربانی در مكه را از چند نظر باید بررسی نمود:»
- كمك رسانی به اهل حجاز یك اصل است. اگر از این سال ها كه حجاز كشوری وابسته و بازارش نمایشگاه اجناس شرق و غرب شده بگذریم، و به چند سال قبل برگردیم می بینیم كه مردم حجاز چندان راه درآمدی نداشتهاند مكه شهر صنعتی و كشاورزی نیست، زمانی كه آیه منع ورود مشركان نازل شد(4) عوام مكه ناراحت شدند كه نصف زائران، مشركان هستند و با منع ورود آنان، وضع اقتصادی ما به هم می خورد، لكن آیه نازل شد كه اگر از فقر می ترسید ما در آینده شما را بی نیاز می كنیم(5) این وعده خداوند باید محقق شود. یكی از راههای تحقق آن مسأله خرید قربانی است، صدها هزار زائر خانه، هر كدام كه یك گوسفند می خرند، گروه هائی به زندگی و نوا میرسند. در روایات ما مسأله كمك رسانی به مردم حجاز از طریق وسائل حمل و نقل و كرایه منازل و خرید هدایا و قربانی و داد و ستدهای زیادی كه در موسم حج می شود، یك اصل معرفی شده و روی آن سفارش شده است.(6) گرچه امروز به دلیل وابستگی سران این كشور، مسأله به نحو دیگری درآمده كه هر چه ما كمتر از بازار آنجا خرید نمائیم، روح رسول خدا(ص) از ما راضی تر می شود، ولی باید در فكر استقلال اقتصادی باشیم، تا تمام كشورهای اسلامی، تولیدات خود را در آنجا به نمایش بگذارند و زائران خانه خدا هم، آنها را خریداری نمایند تا بازار آنجا رونق بگیرد.
و مردم حجاز از آمد و رفت حجاج خشنود شوند.
وقتی كه نبی مكرم اسلام(ص) با جمعی از مسلمانان به مدینه هجرت نمودند، اقتصاد مدینه در دست یهود بود. حضرت فوراً (در كنار تأسیس مسجد) به تأسیس بازاری كه مركز خرید و فروش مسلمانان باشد، اقدام فرمود و دستور داد كه مسلمانان اجناس را مستقیماً به این بازار وارد كرده، از این بازار صادر نمایند. به علاوه كالاهای مورد نیاز را حتی الامكان خودشان تولید كنند و در این بازار به معرض فروش درآورند(7) آری مسئله كمك رسانی به مردم حجاز یك اصل است.
- همانگونه كه صفا و مروه از شعائر الهی است، مسأله قربانی هم از شعائر است (والبدن جعلناها لكم من شعائرالله) شترهای چاق و فربه را برای شما از شعائر الهی قرار دادیم.
وجود قربانگاه و مسلخ و حركت دادن شترهای پرگوشت و نحر كردن و تقسیم گوشت آنها هم، یك جلوه و شكوهی دارد.
در روایات می خوانیم اولین قطره خون قربانی كه ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می بخشد(8) اوقاتی كه به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، در منزل، گوسفند ذبح می شود (با این كه گوسفند كوچك و در خانه ساده ایست) در روح و روان و حركت اهل خانه شور و نشاطی پدید می آید.
به هرحال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، یك نوع جلوه و زیبایی بوده، مظهر روحیه ایثار دسته جمعی است كه خود از شعائر الهی است.
3- سیر كردن گرسنه ها- یكی از اسرار قربانی سیر كردن گرسنه ها است (بگذریم كه در این سال ها در حجاز گوسفند كم است، ولی نباید نظر قانون به یك زمان و یك مكان و یا شرایط خاص باشد). قرآن در این باره میفرماید: «فكلوا منها واطعمواالقانع والمعتر»(9) از گوشتهایی كه قربانی می كنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است كه به آنچه می گیرد، قانع است. معتر، فقیری است كه علاوه بر تقاضای كمك اعتراض هم می كند. چه زیباست كه هم استفاده خود حجاج و هم اطعام دیگران را كنار هم مطرح كرده است و اطعام شوندگان را با یك چشم (خواه افراد قانعی كه به هنگام اطعام دعا می كنند و شاد می شوند و خواه كسانی كه زخم زبان زده و اعتراض می نمایند) و این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است كه سفارش به خود را فراموش كنید نه دیگران را و در تقسیم گوشت و اطعام، پای بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر كنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.
تقوا
هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می فرماید: این قربانیان كه زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح می كنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی رسد، بلكه هدف از قربانی، شكوفا شدن روح ایثار و نشان دادن مقدار عشق و قرب به خدا و تقوا است.

حج در کلام رهبری
معرفت، نخستین هدیه حج
اگر چه بركات حج، همه جنبههاى حیات بشرى را فرا مىگیرد و این باران رحمت بىدریغ، از خلوت دل و اندیشه آدمى تا عرصه سیاست و اجتماع و قدرت ملّى مسلمانان و تعاون میان ملتهاى مسلمان را، بارور و سرزنده و برخوردار از شور زندگى مىسازد، لیكن شاید بتوان گفت كه كلید این همه، «معرفت» است؛ و نخستین هدیه حج به كسى كه مایل است چشم خود را به حقایق بگشاید و از نیروى خدادادهى «فهم پدیدهها» بهره بگیرد، همان معرفت و شناخت منحصر به فردى است كه عادتاً جز در حج، در اختیار خیل عظیم مسلمانان قرار نمىگیرد، و هیچ پدیده دینى دیگرى نمىتواند مجموعه شناختهایى را كه در مراسم حج، قابل وصول است، یك جا در اختیار امت اسلامى قرار دهد.(1)
شکرگزاری نعمت حج
اكنون كه موسم حج فرا رسیده و نغمه لبیك برآمده از دلهاى مشتاق، فضاى حریم امن الهى را انباشته است و ملتهاى مسلمان، از آفاق گسترده جهان، به میعاد ذكر و استغفار و قیام و اتحاد شتافته، و برادران مهجور، به یكدیگر رسیدهاند، جبهه سپاس و خضوع به ساحت خداى عزیز و حكیم سوده، حمدى به عظمت صفات حسنى و شكرى به وسعت دریاى رحمت حق، نثار حریم حضرت احدیت مىكنم، كه یك بار دیگر به مسلمین مشتاق، توفیق این فریضه را عطا فرمود، و یك بار دیگر پرچم عزت و عظمت را بر فراز سر مسلمانان در خانه امن خود برافراشت و یك بار دیگر حجاج ایرانى را بر این سفره رحمت و عظمت نشانید. زبان و قلم از توصیف و تقدیر این نعمت بزرگ، قاصر است، خدا كند كه نور معرفت بر دلهاى روشن شما حجگزاران بتابد و حقیقت، بىواسطهى حرف و گفت، در جان مشتاق شما متجلى گردد.
نكته مهمى كه اینجانب مىخواهم به شما برادران و خواهران از هر كشور و ملت كه هستید بگویم این است كه حج، نعمتى الهى است كه بر نسلهاى مسلمان ارزانى شده است. قدردانى و شكرگزارى، آن را زیاد مىكند و ناسپاسى و قدر ناشناسى، آن را از مسلمین مىگیرد كه این همان عذاب شدید الهى است كه: «و لئن كفرتم انّ عذابى لشدید.»
گرفته شدنِ حج به این نیست كه از مسلمانان كسى به حج نرود، بل به این است كه مسلمانان از منافع بىشمار آن محروم بمانند و زیاد شدن آن به این نیست كه هر سال گروههاى بیشترى حج كنند، بل به این است كه از منافع آن بهرهمند شوند كه: «لیشهدوا منافع لهم.» خوب است به درستى بیندیشیم.(2)
مرهم دلهای خسته و مجروح
حج باید بر دلهای خسته و مجروح مسلمین مرهم نهاده و راه رشد و صلاح را ـ كه همانا اتحاد و همبستگی ملتهای مسلمان و عزم راسخ آنان بر مقابله و مبارزه با اردوگاه استكبار و جهانخواران و غارتگران ثروتهای مادی و معنوی مسلمین است به آنان نشان دهد.(3)
نزدیک سازی حج به روح و حقیقت آن
حج را هر چه بتوانید، به معنی و روح و حقیقت آن نزدیك كنید و بدانید كه هر كس حج را از هویت سیاسی آن جدا كند، یا جاهل است و یا مغرض؛ و خداوند نخواهد گذشت از آنان كه برای رسیدن به هدفهای ناپاك و حقیر خود، آمادهاند كه بزرگترین حربه امت اسلامی در برابر جهان كفر و استكبار را از او بگیرند و حج زندگیساز و شورآفرین را، به عبادتی فردی و سطحی همراه با سیاحت و تجارت بدل كنند.(4)

زنده سازی روح توحید
حج میتواند روح توحید را در دلها زنده كند، تكه پارههای امت بزرگ اسلامی را به هم وصل كند، عظمت مسلمین را به آنان برگرداند و آنان را از حقارت و احساس ذلتی كه بر ایشان تحمیل كردهاند، نجات دهد. حج میتواند دردهای مسلمین را به علاج نزدیك كند و بزرگترین درد آنان را ـ كه سلطه فرهنگی و اقتصادی و سیاسی كفر و استكبار استـ درمان نماید.
حج میتواند دلبستگیهای اسارتآفرین را از دلها بشوید و در مقابل، ارتباط با خدا و با بندگان خدا را در فرد و جمع مسلمانان تقویت نمایند.(5)
مظهر معنویت، وحدت و برائت
حج از یك طرف مظهر معنویت است - ارتباط با خدا، آشنا شدن دل با آیات الهى و نزدیك شدن هرچه بیشتر انسان به خدا از یك طرف، مظهر وحدت است - یكپارچگى امّت اسلام، برداشتن دیوارها و حجابها و پُر كردن درّهها و شكافهایى كه یا به دست دشمن، یا به وسیله تعصّبات و اوهام به وجود آمده است، و نیز ایجاد قدمى به سوى امّت واحده اسلامى است - و از طرف دیگر مظهر برائت از دشمنان خدا، برائت از مشركین و ایادى شرك و كفر است. اگر انشاءاللَّه این سه جهت در حج متجسّد و مجسّم شود، حج فایده خود را بخشیده است. اوّل، شما و حاجى هستید كه از حج بهره مىبرید. در مرتبه دوم، دنیاى اسلام و جامعه اسلامى و امّت اسلامى است كه این بهره را مىبرد. یكى از خصوصیات حج این است كه فضا را معنوى مىكند. الان فضاى كشور به بركت نزدیكى ایام حج و با رفتن حُجّاج، در شرف معنویتر شدن است. وقتى حُجّاج برمىگردند، باز بارى از معنویت با خود مىآورند؛ یعنى سوغات روحیه و معنویت. هر وقت سخن از حجّ است، معنویت پراكنده مىشود. باید این طور باشد.(6)
طواف، مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود
در تعالیم اسلام نكتهاى وجود دارد كه خوب است برادران و خواهران به آن توجّه كنند. اسلام با سنّتهایى كه از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مىكند. اوّلاً بعضى سنّتهاى غلط را به كلّى از بین مىبرد و نابود مىكند؛ چون سنّتهاى درستى نیست. مثل این كه عربها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمىداشتند، یا بیشترِ ملتهاى غیرمسلمان، جنس زن را تحقیر و اهانت مىكردند! اسلام این سنّت را به كلّى از بین برد؛ چون به كلّى غلط بود.
ثانیاً اسلام بعضى از سنّتها را از بین نبرده است. كالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض كرده است؛ مثل بسیارى از اعمال و مراسم حج. این طوافى را كه ملاحظه مىكنید، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرك بود! اسلام آمد و این عمل را از محتواى شرك آلود، خالى و از محتواى توحید پُر كرد. طواف در آن زمان، مظهر گرایش انسان به آلهه و اربابِ ادّعایى و پندارى بود؛ آن را تغییر داد و مظهر ارادت انسان به مركز عالم وجود - یعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض كرد.(7)
تدبّر در حج
تدبّر در حجّ، عامل معجزهآسایى در گسترش این اندیشه در میان همه مسلمانان است، به علاوه چهارراه عظیمى براى تبادل اطلاعات ملتها از شرق و غرب و شمال و جنوب جهان اسلام است. من به همه برادران و خواهران مسلمان كه در محشر عظیم حج گرد آمدهاند متواضعانه توصیه مىكنم كه در حج تدبر كنند و آن دو نكته اصلى را یعنى دل سپردن به خدا و نزدیك كردن خود به ذات مقدس الهى در اندیشه و عمل با عبودیت خالص و حقیقى از یك سو و اجتناب و برحذر بودن از شیطانها و دشمنان راه و جهت الهى از سوى دیگر، براى خود تأمین كنند و با روحى مجهّز به تقوا و دلى سرشار از اعتماد به خدا و روحى لبریز از امید به آینده امت اسلامى و تصمیمى راسخ در پیگیرى هدفهاى اسلام و به قصد حاكمیت یافتن معارف و قوانین و فرهنگ اسلامى بر جوامع مسلمان، به دیار خود باز گردند.(8)
برکات حج
تقویت این احساس در فرد، كه وى عضوى از پیكر بزرگ امت است و هدایت درست آن، باید بتواند بر همه آن ترفندهاى تفرقهساز، غلبه كند؛ و ضمن این كه هویت ملّى و فرقهیى را در بخشهاى گوناگون امت اسلامى پاس مىدارد، از فوایدى كه در یكدلى و اتحاد است، همه این مجموعه بزرگ را بهرهمند سازد و عزّت و اقتدار و خیر كثیرى را كه در یكپارچگى امت اسلامى نهفته است، شامل همه اجزا و اعضاى آن كند.
طواف و سعى و نمازهاى جماعت و همه حركات و سكنات دستجمعى در حج، این درس را به حجگزار مىرساند و آن را در اعماق وجود او نفوذ مىدهد.
شناخت نمونه و نمایى از آن امّت واحده، به معنى گامى عملى در راه تحقق آن آرزوى بزرگ - یعنى اتحاد اسلامى - و در نهایت سر بركشیدن قدرت واحده اسلامى در میدان سیاست جهانى است. دیدن تودههاى عظیم حجگزار از نقاط گوناگون عالم، و با زبانها و رنگها و نژادهاى گوناگون، افق دید مسلمان را گسترش مىدهد و از مرزهاى شخصى و قومى و ملّى فراتر مىبرد، و وظیفه اسلامىِ رفتار برادرانه، وى را با آنان به تعارف و همزبانى و همدلى مىكشاند، خبرهاى اختصاصى ملتها را به سراسر جهان اسلام مىبَرَد و توطئه تبلیغاتى دشمن را كه همیشه، و امروز بیش از هر زمان، دست اندركار قلب حقیقت و دروغسازى و شایعه پراكنى است، خنثى مىكند و فاصلههاى مكانى و زبانى و پندارى را از میان برمىدارد. با تبیین موفقیت یك ملت، در دل ملتهاى دیگر، امید مىدمد و با تشریح تجربه یك كشور، كشورى دیگر را مجرّب مىسازد. احساس انزوا و تنهایى را از افراد و ملتها مىزداید و ابّهت دشمن را در چشم آنان مىشكند، مصیبتهاى بزرگ یك كشور را براى دیگران شرح مىدهد و آنان را به فكر علاج آن مىافكند.
توقف حجگزاران در موسم حج در یك نقطه، و به خصوص وقوف در عرفات و مشعر و مَبیت در منى، همگى، زمینههاى مستعد این شناختِ كارساز و كارآمدند. (9)
خط کلی حج
حج ابراهیمی و محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و حج علوی و حسینی (علیهماالسلام) آن است كه در آن توجه به خدا و پناه بردن به حكومت و قدرت او، با پشت كردن به قدرت طواغیت و جباران همراه باشد. زمزمه مناجات سالار شهیدان و سید شباب اهل الجنه در عرفات، چه زیبا این هر دو را در یك سخن میسراید: "الهی انت كهفی حین تعیینی المذاهب فی سعتها... و انت مؤیدی بالنصر علی اعدائی و لولا نصرك ایای لكنت من المغلوبین ... یا من جعلت له الملوك نیرالمذله علی اعناقهم فهم من سطواته خائفون." و خطبه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در یومالترویه كه در آن نسخ مقررات جاهلیت و تحذیر از فریب شیطان برای وادار كردن بنیآدم به عبادت خود و حكم قاطع به پیوند برادری میان همه مسلمین را اعلام فرمود، خط كلی حج را معین میكند.(10)
بررسی مسائل جهان اسلام
در حج باید مسایل جهان اسلام بررسی شود. بزرگترین مسأله عمومی مسلمین پس از لزوم آمادگی برای دفاع از اسلام و هویت جمعی مسلمین، مسألهی ملتهای زیر ستم و مبارزی است كه دست طغیان و كفر و استكبار، آنان را مقهور و مظلوم ساخته و سختترین شرایط زندگی را بر آنان تحمیل كرده است.(11)
پینوشتها:
1- پیام به ملت ایران به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامى (1377/01/12)
2- پیام به حجاج بیت اللَّه الحرام(13/03/1371)
3- حكم انتصاب حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی به سمت نمایندگی ولیفقیه و سرپرست حجاج ایرانی(17/01/1370)
4- پیام به حجاج بیت الله الحرام (14/04/1368)
5- پیام به حجاج بیت الله الحرام(7/4/1369)
6- بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار كارگزاران حج(1378/11/26)
7- بیانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا علیه السلام (01/01/1377)
8- پیام به حجاج بیتاللَّهالحرام (1374/02/14)
9- پیام به ملت ایران به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامى (1377/01/12)
10- پیام به حجاج بیتاللهالحرام 14/04/1368
11- پیام به حجاج بیتالله الحرام 14/04/1368


یارب محمدعجل فرج ال محمد