بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقام معظم رهبری:
كسانی که معرفت به اهل بیت دارند ؛ عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است.
 
اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و 
دوستدارانش.

خدایا ما را باحسین آشنا کن ؛ با عشق به حسین بمیران و درمحضر حسین محشور نما

   

آنانكه لاله‌هاي زينب را روياندند و طفلان حسين را به اسارت كشاندند، نمي‌دانستند كه اين اسارت تضمين اسلام و امان شيعه است.
و آن‌گاه كه زينب همه را سوار بر شتران كرد و خواست خويش سوار شود، نگاهش به علقمه بود؛ منظور از اين نگاه چيست؟ به ياد مي‌آورد كه اباالفضل العباس (ع) زانو خم مي‌كرد تا خواهر سوار شود؛ و اينك تنها يك نگاه مانده است، نگاه.
گل زيباي گلشن علي، سر به چوبه‌ محمل مي‌كوبد؛ مردي، آخرتش را به زجر زينب مي‌فروشد و سر برادر او را مقابل محمل مي‌برد؛ آه، اي آسمان تو ديدي و چيزي نگفتي؛ اي زمين، تو با چه رويي سر حسين زهرا بر نيزه، در برابر محمل، تحمل نمودي، واي بر شما و واي بر كوفيان!
آن زمان كه زينب سخن مي‌گفت،كسي دم برآورد: گويا علي بر منبر است، مگر علي در محراب كشته نشده بود؟ واي بر شما كه علي اينك بر منبر است و سخن مي‌راند و شما كوفيان را رسوا مي‌كند؛ نفرين بر اين شهر هزار رنگ كه با هر باد به سويي مي‌رود.
زماني كه چونان باران، بر اسيران سنگ مي‌باريد، زينب سپر ايشان بود.
آري زينب، دستگاه پوشالي يزيد را در هم كوبيد، جواب كشته شدگان را با خطبه‌‌اي داد كه تن يزيديان در جا لرزاند و آرزوي نبودن در مجلس را براي آنان به ارمغان آورد.
و در مدينه عبدالله او را نشناخت؛ و او مي‌گفت: عبدالله، حق داري نشناسي! حق داري!..................................................................

 


آیا ما هم زینب وار بودیم.............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یادش بخیر پارسال یه همچین روزی کربلای ایران بودیم کنار اروند و در جوار شهدای شلمچه و...

چه دعای اربعینی خوندیم اون روز کنار رود اروند٬ همون رودی که ...........

با خودم فکر میکردم یه همچین روزی عمه سادات٬ بی بی زینب کبری بعد از چهل روز درد غربت و اذیت و آزار  اومد کنار بدن برادرش و ما هم .

با این تفاوت که اولا ما اومدیم کنار برادران شهیدی که هیچ وقت ندیده بودیمشون اما از عزیزترینامون در مورد مردونگیا و مظلومیتاشون فقط شنیده بودیم و دوم اینکه  ما مثل بی بی اذیت نشده بودیم و دوست ندارم اینطوری بگم اما ما که تازیانه از دشمن نخورده بودیم........

حالا بیاید اینطوری حساب کنیم که ما چقدر تونستیم زینب وار باشیم و پیام رسان اهداف اونا باشیم ٬ حداقل مایی که از نزدیک با این خاک روبرو شدیم و در همون چند روز کوتاه این خاکها ما رو پاک کردن بعد از برگشتمون چقدر تونستیم خودمونو درست نگه داریم چه برسه به پیام رسوندن ..................

آیا وقتی برگشتیم اصلا تونستیم دیده ها و شنیده هامون رو به دیگران برسونیم و بقیه رو با شهدا آشنا کنیم.....؟؟؟؟؟؟؟

نه اصلا چرا راه دور بریم در مورد خودمون چی ؟؟ آیا تونستیم شهدامون رو بشناسیم.؟؟؟.............

اینکه میگن بعد از شهدا ما چه کردیم واقعا جای فکر داره..........................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما چه کردیم جز اینکه اجازه بدیم خیلی راحت خونشون لگد مال بشه و برای رفع تکلیف بازهم دور هم جمع بشیم و بگیم بعد از شهدا ما چه کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا غیر از اینکه هر کاری که شده همونا کردن و ما هیچ...؟؟؟؟

باور کنید همین متذکر شدنامون و این اردوهایی که برای این کار هستند و تمامیه موفقیتهایی که این روزا ماداریم هم کار اوناست و گرنه اگه به ما بود.............................

خدایا به رنج های بی بی زینب قسمت میدهیم ما رو با

شهدا و امام شهدا آشنا کن

 

خدایا به مادر زینب قسمت میدهیم عجل لولیک الفرج

 

اروند-منطقه عملیاتی والفجر۸

 

طلائیه

 

 

اروند-منطقه عملیاتی والفجر۸

 

اروند-منطقه عملیاتی والفجر۸

 

طلائیه

 

دوکوهه-حسینیه حاج همت

شهید ۳ساله- هویزه

 

یاعلی (علیه السلام)

التماس دعا