بسم الله

هـــــــــــان ای بی خبران

هان ای بی خبران ، که هیچ گاه از شما بی خبر نیستند. وای کسانی که سر انجام همه چیز را وا میگذارید ومی میرید و هر چه دارید به دیگران می سپارید. چه شده است که این چنین از خدا رو گردانید و جز او را خواهانید؟

(بی خبران) چارپایانی را میمانند که شبان ، آنها را به سوی چراگاه و آبشخوری گندزار و ربا خیز، و آلوده و درد انگیز رانده است.

و گوسفندی را میمانند که او را برای دم تیغ پروار کرده اند که اینک دیگر روزگار اوست و همین سیر شدن ها کار او.

به خدا اگر بخواهیم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت و بر او چه خواهد گذشت ، به خوبی میتوانم. ولی از آن می ترسم که درباره من غُلو کنید و به رسول خدا صلوات الله علیه کفر ورزید.

من این رازها را با یاران برگزیده ام در میان میگذارم. *

سوگند به آن کس که او را به حق برانگیخت و فرستاد ، و بر مردمان برتری داد، جز به راستی سخن نمی رانم که آن بزرگوار از همه این اسرار ، از هلاکت آن کس که تباه شود و آن کس که رهایی یابد و از سرانجام این کار آگاهم کرده است.

و از آنچه که بر سرم خواهد گذشت ، هیچ چیز را فرو گذار نکرد ، مگر آنکه در گوشم فرو خواند و به من رساند.

ای مردم به خدا شما را به هیچ طاعتی بر نمی انگیزم ، مگر آنکه خودم در آن پیشی می گیرم.

و از هیچ گناهی باز نمی دارم ، مگر آنکه -پیشتر از همه- خود را از آن باز می دارم.

 

نهج البلاغه-خطبه ۱۷۵


*ای کاش از برگزیدگان بودم


پ.ن:

      امیرامومنین ای شاه مردان

شهادت را نصیب ما بگردان      

 

یـــــــــا علــی ع

التماس دعا