بسم الله الرحمن الرحیم

 

ديروز كمي سخت گذشت

همين ديروز رو مي‌گم... شنبه اول ماه مبارك رمضان! خودمونيم... نشنيده بگيريد ولي خيلي سخت گذشت... شايد چون روز اول ماه بود به سختي به غروب رسيد و افطار شد... شايد هم تا آخر ماه همين‌طور باشه... آخه روزها خيلي بلنده و بالطبع شب‌ها كوتاه....

تابستونه ديگه... از قديميا شنيده بودم اگر توي تابستون روزه گرفتي هنره!
حالا به حرفشون مي‌رسم... با همين يك روز، روزه گرفتن به حرفشون رسيدم... ولي خدايي چه كيفي داره... نه، اين‌جوري بگم خيلي قشنگ‌تره؛صفايي داره...

 دم افطار و نمي‌گم...

 پس چي خيلي صفا داره؟

اینکه آدم به خاطر خدا تشنگي رو تحمل كنه... به خاطر خدا چيزي نخوره! اينكه آدم به خاطر خدا كم حرف بزنه و حواسش و جمع كنه تا هر سخني نگه! و اينكه آدم به خاطر خدا، كلاً گناه نكنه...!

 نزدیکای افطار، حس و حالي داره كه وصفش به زبان نمي‌آد و حسش توي هيچ حالتي پيدا نمي‌شه... احساس خوبي دارم.

احساس اينكه خدا مرا به مهمانيش دعوت كرده و سر سفره رحمت و لطف و مغفرتش راه داده.
اين يعني بزرگترين نعمت... اين يعني بهترين هديه... خلاصه اين يعني قشنگ‌ترين حالت ممكن. ديشب وقتي موقع سحر بيدار شدم با خودم عهد محكم و مردونه بستم كه امروز، بهتر از ديروز باشم.

مگر نه اينكه اگه دو روز مسلمان، مثل هم باشه؛ ضرر كرده و مغبونه!؟


عهد بستم حرف‌هايي كه ديروز نبايد به زبانم جاري مي‌كردم ولي كردم، امروز ديگه تكرار نشه.

عهد بستم توي محفل‌ها و مجالسي كه ديروز رفتم و نبايد مي‌رفتم، امروز ديگه نرم.

عهد بستم حرف‌هايي كه ديروز در قالب دروغ، حتي از نوع مصلحتي اون گفتم، امروز ديگه هرگز نگم.

عهد بستم غيبت‌هايي كه ديروز، فقط و فقط شنيدم و من حرفي نزدم؛ امروز ديگه اصلاً نمونم تا حتي فقط بشنوم يعني فرار رو بر قرار ترجيح بدم.

عهد بستم راجع به هر كسي، هر فكري نكنم و ذهن و انديشه‌ام رو آلوده افكار بدبينانه نكنم؛ چون ديروز راجع به يكي از همكارام ـ يا فاميلم يا دوستم يا اصلاً يه غريبه ـ فكر بدي كردم، امروز ديگه نه!

 من به بركت و احترام اين ماه، نيمه پر ليوان رو نگاه مي‌كنم.

عهد بستم با خدا روراست باشم و كلك نزنم؛ چون نغوذ بالله ـ زبانم لال ـ اگر فكر كلك و حيله به سرم بزنه، اون وقت قرآن مي‌فرمايد: والله خيرالماكرين: و خدا بهترين مكركنندگان است و در نتيجه، من كه هيچ؛ خيلي خيلي خيلي بزرگتر و زرنگ‌تر از من هم در برابر اون مكر و نقشه خدايي، پوچ و هيچ به حساب مي‌آد.

! چقدر عهد و پيمون!... مرد عمل مي‌خواد.
قرار شد خوشبين باشم و نيمه پر ليوان رو نگاه كنم. من مي‌تونم. مي‌تونم خوب زندگي كنم و به خالقم ثابت كنم هموني‌ام كه اون مي‌خواد.
پس روز دوم رو با اين نيت شروع مي‌كنم كه كارهايي كه ديروز نبايد انجام مي‌دادم ولي شيطان قسم خورده، فريبم داده و انجام دادم، امروز اونارو انجام ندم و با اين كار، مشتي بر دهان شيطان بكوبم تا پيش خداي مهربونم، سرافراز و سربلند بشم.

 يعني مي‌شه؟!

بگو يا علي!

تو مي‌توني.

 بگو يا علي و از اون مدد بگير كه سرچشمه تموم خوبي‌هاست.

 از اون كه منشأ همه پاكي‌هاست و قله تموم راستي‌ها و درستي‌هاست.

يا علي.

 

برگرفته از روزنامه ایران صفحه زلال


 

 

نامه ای به رمضان، هنگام ظهور

 

 

یاعلی ع

التماس دعا