زينت سجاده هاي عشق-2
زينت سجاده هاي عشق
روزي مردي با پريشاني و عجله به محضر حضرت شرفياب شد و از حضرت خواست 1000 دينار طلا به او قرض دهد و تعهد كرد يك ماه ديگر دين خود را پرداخت نمايد! حضرت به او 1000 دينار طلا داد اما او بعد از يك ماه به قول خود وفا نكرد و امام سجاد (ع) از او به محكمه شكايت كرد! قاضي گفت: اي پسر بزرگوار حسين شاهد هم داري؟ حضرت فرمود: او عجله داشت و مستأصل بود فرصت شاهد گرفتن نبود! قاضي گفت: پس سوگند به خداي سبحان ياد كن! امام سجاد فرمود: هرگز؛ نام خدا بالاتر از چند سكه بيارزش است و رفت! و از اينجا بود كه همگان دريافتند او خليل رب جليل است و حرمت دوستي را به جهت 1000 دينار طلا نميشكند!(۱)
شيخ طوسي نقل ميكند آن حضرت از راهي در حال عبور بود، ناگهان سنگي را در راه ديد. از اسب پياده شد و آن را از سر راه برداشت، تا زحمتي براي ديگران ايجاد نكند. (۲)
در شب تاريك آنگاه كه همه بندگان شكم غافل زگرسنگان آرميده و يا بلنداي بندگي را در پوشش نماز و ذكر غافلانه، پنهان ميكردند و با ظاهر بندگي و باطن نفاق، مشغول شرك خود بودند و خيال مينمودند بندهاند، امام سجاد(ع) با هميان نان و خرما از خانه خارج ميشد و به درخانه فقيران ميرفت و به هر يك طعامي و درهمي ميداد و با افتخار به آنان ميفرمود: شما توشه آخرت من هستيد (مرحبا بمن يحمل زادي الي الاخرة). (۳)
روزي حضرت مقداري قارچ خريد! اصحاب به حضرت گفتند شما كه قارچ نميخوريد؟ حضرت فرمود: خانوادهام دوست دارند براي همين خريدم. جدم پيامبر (ص) فرمود: مؤمن به دلخواه خانوادهاش از حلال ميخورد و منافق به دلخواه خودش!»(۴)
از اخلاق آن حضرت اين بود كه در تابستان لباسهاي زمستاني و در زمستان لباسهاي تابستاني خود را مي فروخت و پولش را به مستمندان هديه ميداد و در راز اين معنا ميفرمود: خبر ندارم تا فصل بعد زنده باشم تا باز اين لباسها را بر دوش كشم اگر بميرم چگونه سنگيني اين اموالي كه بدان نياز نداشتم را بر دوش تحمل كنم قيامت سخت است. اين در حالي بود كه امام باقر (ع) فرمود: پدرم خوش لباسترين مرد عرب بود. (۵) و همين معاني كافي است كه همگان او را سرور بندگان بخوانند.
۱- اسرار عبادات (آيتالله جوادي آملي)
۲- امالي طوسي ص 673
۳- كشف الغمه، ج2، ص74
۴- بحار ج75
۵- سيرة الائمة الاثني عشر، ج2، ص117
ادامه دارد...
یارب محمدعجل فرج ال محمد