تبليغاتX

 

عاشقان ولایت
دل به زیارت تو اوج مى گیرد دوشنبه هجدهم آبان 1388

باسمه تعالی

 

 

 امام رضا علیه السلام:

“ مَن زارنا كم من زارَالله ”

كسي كه ما را زيارت كند انگار خدا را زيارت كرده .

 

 

بی قرارم ، بی قرار لحظه ی دیدار، لحظه ی تولددوباره ی گنبد طلائیت در قاب انتظار چشمانم .
 
لحظه ی دق الباب حریم رهاییت با طپش های دل بی تابم .
 
لحظه ی پر گشودنی که زمز مه های لطیف وصال تا اوج حضورت پرواز می کند که......... 
 
 
 ...... السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
 
 

 

عشق بى نهایت

دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى رضا!
مى آیم به سوى تو
تو اى عشق بى نهایت!
و تو
عاشقانه عقده هاى دلم را مرحمى مى شوى
و هاى هاى اشكهایم
به زیارت تو
از دیدگانم جارى مى شود
اى ملكه دلهاى خسته!
تو جام مرا پر از شراب معنویت مى سازى
و من
عاشقانه نامت را فریاد مى زنم:
اى امام هشتمین!
اى ضامن آهوان رمیده!
تو معیار سنجش صداقت هستى
تو آسمان زلال دلها هستى
* * *
عشق،
پنجره فولادت را معنا مى كند
و دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى ضریح سراسر نور!
با دلى آكنده از صداقتهاى تو
با جامى تهى از عشق
و چشمانى بر گل نشسته
به سوى تو مى آیم
و پرندگان حرمت
عروجت را معنا مى كنند
و عاشقانه دانه از لانه نور برمى چینند
و تو را مى ستایند
اى بزرگ ترین واژه كلام!
تو عروج آسمانى كرده اى
و تمامى زائران ضریحت را
به سوگ عشق نشانده اى
كه همه سینه ها و همه جانها
تو را مى طلبد
اى غریب الغربا!
 
شعر از محبوبه باقرى آزاد
 
 

 
 
 
 
  پ.ن:
  چهارشنبه روز مخصوص زیارتی آقا علی بن موسی الرضاست ، هرکی زائر شد مارو هم فراموش نکنه ما هم سعی میکنیم اگه قسمت شد دعاتون کنیم.
 
 
 
 
 
 
یاعلی ع
 
التماس دعا برای زیارت با معرفت آقا
 
نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

ما از عاشورا تا به حال سبزيم شنبه شانزدهم آبان 1388

 

درددلي با برادر بزرگم علي‌رضا قزوه

 

در هندوستان جهان
كه برخي گاوها را مي‌پرستند
جنبش سبز ولایت توسط دانشجویان بسیجی دانشگاه ازاد کرج
و برخي آلت ديگران را
همچون آدم در سرانديب
غريب!
ما غريبيم، غريب، برادرم قزوه!

غريب چون شمشيري در نيزار
چون سيد حسن نصرالله در محاصره شيوخ عرب
چون شعر تو در تارهاي عنكبوت وب
و در گوگل فارسي
كه بيشترين جست‌وجويش س.ك.س است

ما غريبيم و از غريبان مي‌ترسند
گفته بودم مي‌ترسند
با يك بغل ريش از آمريكا مي‌ترسند
اما در سميناهارهايشان، بي‌باكانه آتش مي‌خورند
آتشي كه دودش هم به چشم ما مي‌رود
هم چشم خودشان را تار مي‌كند
مي‌ترسند كه برخلاف روزنامه‌ها حرف بزنند
برخلاف گوينده‌هاي بي‌بي‌سي‌ فارسي
مي‌ترسند ويزاي شينگن‌شان باطل شود
مي‌ترسند كه برخلاف شكم ها حرف بزنند
از بوق‌ها مي‌ترسند
عمر و عاص‌ها بي‌وقفه بر طبل شكم مي‌كوبند
و نگهبانان دجله، صفين را از ياد برده‌اند
و به صفوف سكوت مي‌گريزند
مي‌ترسم حسين باز تشنه بماند
برادرم قزوه!
سكوت تخم همان افعي است
كه در صحراي كربلا
به روايتي سي‌هزار جوجه اش هلهله مي كردند
قطار انديمشك در متروي تهران گريه مي‌كند
اسبي با يال‌هاي خونين در فرهنگسراي بهمن مي‌دود
صداي "هل من ناصر " از همه شبكه ها پخش مي شود
و پسران نوح‌ها بر قله‌ها غرق مي‌شوند
در اوج! بر قله‌ها!
پدرم اما در پايين شهر مثل هميشه سبز است
سبز در هفتادوپنج سالگي
هنوز هر بار كه انتخابات مي‌شود
با همان لباس سبز كارگري
موج سبز ولایت توسط دانشجویان بسیجی دانشگاه ازاد اسلامی کرج
ساعتي از شهرداري اجازه مي‌گيرد
تا برود به حضرت علي راي بدهد
پدرم سواد ندارد
تلويزيون هم هيچ‌وقت شعر تو را برايش نخوانده است:
(مولا ويلا نداشت!...)
پدرم سواد ندارد اما مي‌داند
آن‌كه غربال به دست دارد
همان است كه خرمن مي‌كوفت
و كاه‌ها را با گندم‌ها مي‌آميخت
برادرم!
برادرم!
برادرم قزوه!
جوان‌هايي كه دوستشان داشتيم
پيرمردهاي خوبي از كار در نيامدند
سر پيري نشستند و با VOA معركه گرفتند
سر پيري دندان‌‌هاي مصنوعي تيزي
از انگليس در دهانشان سبز شد
و جگر ما را جويدند
جگر مرا و جگر تو را
جگر پدرم را، جگر عمويم را
عمويم هم سبز است
و هر صبح
به شوق ديدن اهتزاز پرچم‌هاي قبرهاي پسرانش بيدار مي‌شود
خاله‌ام هم سبز است
هر شب روي پشت بام خانه‌اش
تا صبح به تپة تاريك قبرستان نگاه مي‌كند
تا چراغي را ببيند كه بر مزار فرزندانش سبز مي‌سوزد
پسردايي ام
محمدعلي بردبار هم چوپان سبزي بود
كه زير دندانش مانده بود
مزه برف كوه هاي تربت جام
حتي آن وقت كه كاسه سرش
سالها در خوزستان داغ، خاك خورده بود

تو از قديم سبز بودي برادرم قزوه!
از "مولا ويلا نداشت "
از "شب است و سكوت است و ماه است و من "
از "كيسه مي دوزند با نام شما شيادها "
از "مردان بلدرچين "
از قديم!
آفتاب‌پرست‌ها رنگ مشخصي ندارند
اما شما از مزار سلمان كه باز مي‌گشتيد موج سبز علوی دانشجویان بسیجی دانشگاه ازاد اسلامی کرج
سبز بوديد
تو سبز بودي، سيد حسن سبز بود
قيصر سبز بود
من در مزرعه‌هاي سبز عرق ريختم
با پرچم‌هاي سبز گريستم
و لباس سبز پسرعموهايم را براي كار به تن كردم
وقتي كه سرخ به خاك ‌رفتند
ياران چه غريبانه سبز بودند
در تربت‌جام و هويزه
در تنكابن و بندرعباس ...
وقتي موج سبز هنوز به لس‌آنجلس نرسيده بود
سبزها در شب اروند شعله مي‌كشيدند

ما سبز بوديم
اما از هيچ چراغ قرمزي رد نشديم

من سبز هستم
اما براي نوشتن كتاب جديدم
سفر آمريكا نرفته‌ام
آمريكا خودش به كتاب من
به زندگي من آمده است
بيست و پنج سال است
كه زانوهاي برادرم را تحريم كرده است
به آسمان نگاه مي‌كنم
هواپيمايي سبز رد مي‌شود
آمريكا را لعنت مي‌كنم
كه از آن‌طرف اقيانوس‌ها
آمده است
تا نگذارد آب خوش از گلوي كبوتران ما پايين برود

من سبز هستم
با طبقة بالا هم هيچ دعوايي ندارم
اما نمي‌دانم چرا صاحبخانه به پشت بام كه مي‌رود
بر عليه زير زمين نشين‌ها شعار مي‌دهد
كه از خستگي خوابشان برده است

اگر پول داشتم
به بي‌بي‌يي فارسي زنگ مي‌زدم
و مي‌گفتم اين‌قدر سر و صدا نكنند
پدرم با لباس سبز كارگري
خسته خوابيده است

به اين‌ها مي‌گفتم اصلا ما سبز نه، شما سبز
اصلا خون شما سبز و خون ما سرخ
و هر جا خوني بريزد
رنگي از پرچم ايران و عزيز
اما چرا عالي جناب شريح مفتي مفتي
با خودكار سبز فتوا مي دهد
كه الي جون مي تواند سطل آشغال را بسوزاند
مي تواند جگر مرا بسوزاند
و كنار شغال بنشيند!
(به فتواي دل من اما
تو يكي كه با روسري
به چشم خواهري قشنگ تر بودي!
آهاي خوشگله!
دلم مي سوزه، آتيش نسوزون!)

ما از عاشورا تا به حال سبزيم
مادرم پيشاني غلامرضا را وقتي به جبهه مي رفت
بي گريه مي بوسيد
كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد
بي بي زهرا بر جنازه باقر نوجوانش
گريه نمي كرد كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد
خاله ام بر جنازه حسن و حسينش گريه نمي كرد
كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد
شما چطور از مادرم، از خاله ام، از بي بي زهرا
از حضرت زينب خجالت نكشيديد؟

آهاي شما كه تازه به جريان سبز ما پيوسته ايد
بايد جواب بدهيد
چرا اينهمه رنگ به رنگ مي شويد؟
بايد جواب بدهيد
كه چرا آبروي روياي قرن هاي پدرم
اين دهقان سالخورد خراساني
اين رستم شكسته شعر مرا برده ايد؟
بايد به عموي من
و به خاله هايم جواب بدهيد
به اميرحسين شش ساله ما
كه مادرش كفشش را با سوزن خياطي مي دوزد شال سبز  آرم و نشان سادات علوی
و پدرش دوازده سال پيش دود شده بود
و ما نمي دانستيم
(آهاي استاد رقص شترمرغ براي خرس!)

بايد جواب بدهيد!
اينهمه سال چه مي‌كرديد
در مقام هاي مختلف
اگر فيلم‌هاي تبليغاتي‌تان دروغ نبود؟
وقتي برادرم قزوه "مولا ويلا نداشت "را مي‌گفت

 


شما چه مي‌كرديد؟
آهاي شما كه تازه به جريان سبز ما پيوسته‌ايد
بايد جواب بدهيد!

 

شعر از علي محمد مودب

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

گفتگوی نورانی پنجشنبه چهاردهم آبان 1388

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شب جمعه بود; گفت و گویى در لحظاتى ناب

وارد شدم بر كریم، با دستانى خالى از حسنات و قلبى تهى از سلامت

گفتم: بسم‏الله النور.

گفتا: الذى هو مدبر الامور.

گفتم: بسم‏الله النور النور.

گفتا: الذى خلق النور من النور.

گفتم: كیستى؟

گفتا: المهدى طاووس اهل الجنة.

گفتم: چه زیبا پاسخ مى‏دهى.

گفتا: انا ابن الدلائل الظاهرات.

گفتم: چگونه در برابر قدوم مباركتان ركوع كنم؟

گفتا: ما اسئلكم علیه من اجر الا المودة فى‏القربى.

گفتم: این جان فدایتان، متاعى كه هر بى سر و پایى دارد.

گفتا: اللهم وال من والاه وعاد من عاداه.

گفتم: مولاجان! مى‏خواهم شیرینى وصال را بچشم.

گفتا: تا تلخى فراق نچشى به شیرینى وصال خرسند نگردى.

گفتم: مى‏خواهم محبوب حق تعالى شوم.

گفتا: تا ترك لذات طبیعى خیالى نكنى محبوب حق تعالى نشوى.

گفتم: مى‏خواهم كارهایم رنگ خدایى داشته باشد.

گفتا: اگر دائم‏الحضور باشى كار خدایى كنى.

گفتم: در مشكلات غوطه‏ورم.

گفتا: كلید حل مشكلات تضرع در نیمه شب است.

گفتم: افضل اعمال كدامین است؟

گفتا: به فرموده جدم «انتظار الفرج‏».

گفتم: سخنان جدتان را متذكر مى‏شوید!

گفتا: كنا نور واحد.

گفتم: پایانمان چه مى‏شود؟

گفتا: العاقبة للمتقین.

گفتم: عزیز على ان ارى الخلق ولاترى.

گفتا: غبار را پاك كن تا ببینى.

گفتم: كى مى‏آیید؟

گفتا: اذا قضى امرا فانما یقول له كن فیكون.

گفتم: یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله.

گفتا: انا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم.

یا ابا صالح المهدى (عج)!

چه بگویم كه ناگفته خود همه را مى‏دانى فقط بدان كه من هم به شما اقتدا مى‏كنم آنگاه كه دست‏بر دعا برمى‏دارى و مى‏خوانى:

    «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یكشف السوء»

 

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

 

او با وضوی خــــــــــــــــــــــون به نماز ابدی ایستاد

 

بلافاصله اقتدا کردم.« الله اکبر» منتظر محمود بودم صدای سوت خمپاره‌ها نمی گذارند صدای امام جماعت را بشنوم گوشم را تیز می‌کنم به رکوع می روم دست راستم روی تکه بزرگی شبیه به گل نرم قرار می‌گیرد سنگر تاریک است و من چیزی نمی‌بینم در میان رکعت دوم کسی داد زد:«محمود شهید شده» امام جماعت نماز را تندتر خواند من مدام به گل نرمی که به لباسهایم چسبیده بود فکر می‌کردم یکباره به خودم آمدم محمود کنار من بود صف آخر نماز فانوسی آوردم تکه‌های سفید روی لباس حساسیت مرا بیشتر کرد تمام لباسهایم آغشته به خون بود نمی‌توانستم حرف بزنم بچه‌ها با بغض و گریه گفتند:«رستمی روی لباست تکه‌های مغز محمود است پاهایم رمق ایستادن نداشت خود را به سنگر بهداری رساندم.سر محمود از سجده گاه دوتا شده بود باورم نمی‌شد او اینگونه بی‌صدا در کنار من جان داد صورتش خیس بود آب وضو خون سرخ زیبایی خاص را به صورتش داده بود تکه‌های مغز محمود را به بدن ملحق کردم محمود با وضوی خون به نماز ابدی ایستاد و من اولین فاتحه را بر او قرائت کردم.


پ.ن:

۱. هر چند که دیر شده ولی میلاد امام الرئوف حضرت علی بن موسی الرضا ع رو به همه تبریک عرض میکنم و این حدیث رو مهمون ما باشید:

امام رضا ع: اگر خوش داری تا با ما در درجات عالی بهشت باشی ٬ برای حزن ما محزون باش و در شادی های ما شاد باش و بر تو باد به دوستی و ولایت ما.

 ۲. این داستان یه خورده منو یاد ارمیا می اندازه و به دنبال اون خاطرات زیادی رو برام زنده میکنه.

۳. "  محمود با وضوی خون به نماز ابدی ایستاد و من اولین فاتحه را بر او قرائت کردم. " این جمله هم آخرین وضوی شهید گران قدر شهید مدق رو برام تداعی میکه ( اینک شوکران).

۴. ......

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

بدون شرح...! پنجشنبه سی ام مهر 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

دیدار... چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388

یا فاطمه اشفعی لنافی الجنه دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388

 

«یا خیر المحبوبین»

یا فاطمه اشفعی لنافی الجنه

 


میلاد کریمه آل طاها ٬ حضرت معصومه سلام الله علیه و

 روز دختر بر تمام دختران پاک این سرزمین مبارک باد.

 

 

 

امام صادق (علیه السلام):


البَنونَ نَعیمٌ والبَناتُ حَسَناتٌ، واللهُ یَسألُ عَنِ النَّعیمِ ویُثیبُ علَی الحَسَناتِ.


پسران نعمت‌اند و دختران حسنه، و خداوند از نعمتها بازخواست مى‌كند و براى حسنات پاداش می‌دهد. 

 

کافی، ج 6، ص 7، ح 12

 

  

جايگاه حضرت معصومه(س) را در ادامه مطلب بخوانید.

 


پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت دهها نفر از برادران شيعه و سنّي و تعدادي از فرماندهان سپاه


 

یاعلی ع

التماس دعا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

بوی هجـــــــــــرت می آید... شنبه بیست و پنجم مهر 1388
 

«یاخیــــــرالمحبــــوبین»

«شأن انسان در ایــــــــمان ٬ هجـــــــــــرت و جهــــــــاد  است

 

و هجرت مقدمه جهاد  فی سبـــــــیل الله

 

هجرت ٬ هجرت از سنـــــــگینی هاست

 

و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند.

 

    چکــــــــمه هایت را بپــــــوش٬

تــــــوشه ات را بـــــردار و

  

هجـــــــرت کـــن....» 

 

سید شهیدان اهل قلم « سید مرتض آوینی» 

 

یاعلی ع

التماس دعا 

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

عرض تسلیت... دوشنبه بیستم مهر 1388
 

بسم الله

 

شهادت امام جعفر صادق (ع ) تسليت باد . منتظر افرا . نواي دل

 


پ.ن:

      - یه چند روزی  میخوام برم سفر٬ ازون سفرهایی که برگشتش با خداست ! حلال کنید.

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

 

بسم الله

 

تصميم غيرمنتظره كميته نوبل در اعطاي جايزه صلح به اوباما واكنش گسترده شخصيت ها و رسانه هاي جهاني را به همراه داشت و باعث ترديدها و انتقادهاي گسترده در سراسر جهان و از جمله اروپا و آمريكا شد......
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

 

روز جهانی کودک مبارک.

 

 

 

رسول اکرم صلوات الله علیه و اله و سلم:


 

هرکس کودکی دارد باید با او کودکانه رفتار کند.

الفقیه:۳/۴۸۳/۴۷۰۷.

 


 

بازیگوشی (و شیطنت ) بچه در دوران کودکی ٬ نشانگر فزونی عقل او در بزرگسالی است.

کنزالعمال:۳۰۷۴۷.

 


 

به فرزندان خود احترام بگذارید و آنها را نیکوتر تربیت کنید.

کنز العمال:۴۵۵۳۷.

 


 

کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید.

۱۱.کافی:۶/۴۹/۳ و ص۵۰/۷ و ح۵.

 


 

فرزند هفت سال سرور است ٬ هفت سال خدمتکار و هفت سال وزیر و دستیار . اگر تا بیست و یک سالگی از کمکی که به او کرده ای راضی بودی (و تربیتت نتیجه داد ) که خوب٬ وگرنه به شانه او بزن ( و دیگر به حال خود رهایش کن) و تو درباره او نزد خدا معذوری.

کنزالعمال : ۴۵۳۳۸.

 

 

 

 ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما.

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت |

باران رحمت آمده .... چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

بیانات مقام معظم رهبري در اجتماع مردم شهرستان چالوس

همین خبر در  فارس

 

استقبال پرشور اقشار مختلف مردم چالوس از مقام معظم رهبري

مشاهده تصاویر در  اینجا و اینجا و اینجا

 

 

یاعلی ع

التماس دعا

نوشته شده توسط سادات حسینی  | لینک ثابت